حسين بن حسن خوارزمي

643

شرح فصوص الحكم

[ 21 ] فص حكمة مالكية في كلمة زكرياوية مالك مأخوذ از ملك ، و ملك شدّت و قوّت است ، و مليك به معنى شديد و قوى است ، و ملك طريق وسطش را گويند . و بر معنى قدرت و تصرّف نيز اطلاق كنند . و چون كلمهء زكرياويه مؤيد بود من عند الله به قوّت تامه و همّت مؤثّره و صبر بر مقاسات شدايد ، حتى با ارّه « 1 » دو نيمش ساختند و دم نزد ، و دفع آن بلاء از خدا نخواست با وجود آن كه مستجاب الدعوة بود ، اختصاص يافت به حكمت مالكيه . و چون وجود آلام و محن از غضب بود و وجود غضب از رحمت الهى در ابتداء ، و راجع بسوى او در انتها . و اين غضب و بلاء رابطهء وصول به كمالات و واسطهء رفعت درجات و غفران خطيئات ، كما قال - عليه السّلام - : « البلاء سبوط من سباط الله يسوق به عباده » ، لا جرم شيخ - قدّس الله سرّه - شروع كرد به بيان و گفت : اعلم أن رحمة الله وسعت كل شيء وجودا و حكما ، و أن وجود الغضب من رحمة الله بالغضب . فسبقت رحمته غضبه أي سبقت نسبة الرحمة إليه نسبة الغضب إليه . يعنى : بدان كه حق - سبحانه و تعالى - رحم كرد بر اعيان كه طالب وجود و لوازم و احكامش بودند ، پس ايجاد كرد ايشان را در عين ، چنان كه اولا در علم ايجاد كرده بود ، لا جرم رحمت سابق است بر هر چيزى و محيط بر وى ، كما قال تعالى : * ( وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ ) * « 2 » ، يعنى رحمت من احاطه كرد همه چيز را از روى وجود و حكم ، يعنى از جهت وجود و استعداد و قابليت كه اين نيز در حكم وجود است ، از آن كه وجود عين رحمت شامله است بر جميع موجودات ، خواه اعراض باشد و خواه جواهر . و همچنين قابليت نيز محيط و شامل است بر وى ، و از جمله اعيان عين غضب است ، و آن چه بر وى مترتب مىگردد از محن و آلام و بلاء و اسقام و امثال اين از آن چه

--> « 1 » پا : حتى با اره . « 2 » س 7 ى 156 .